تبليغاتX
faryar music - « اختلاف ربع پرده »

« اختلاف ربع پرده »

مقاله ای از مجله موزیک – سال سوم – شماره ی دوم – به سال 1333 هجری شمسی – به قلم آقای « سعدی حسنی »

 

 

«اختلاف ربع پرده»

انسان خطاکار است ، کسی که در خطا اصرار می ورزد شیطان است . ( از امثال لاتینی )

 

چندی پیش با جمعی از استادان موسیقی ایرانی ملاقاتی روی داد و فرصتی به دستم آمد تا عقاید و نظریات انها را در پیشرفت موسیقی ایرانی استفسار کنم .

اگر چه با تحولی که اخیراً در موسیقی ایرانی پیدا شده به نظر می آمد که همه ی موسیقی دانها و آهنگسازان ما وسیله ای برای بسط و توسعه موسیقی می جویند اما کسانی که می خواهند موسیقی ملی را روی مبانی موسیقی قدیم ایران استوار کنند چنان در انتخاب راه جدید شک و تردید دارند که با همه ی تحولات اخیر یک گام درست به جلو برنداشته اند.

علت اصلی آنست که موسیقی دانهای ما فاصله ی « ربع پرده » را که در موسیقی ایرانی وجود دارد بعنوان یک سنت دیرینه و مهم ملی تلقی کرده اند و با وجود موانعی که در پیشرفت موسیقی ایجاد شده حاضر نیستند آنرا حذف کنند .

پیروان مکتب ملی عقیده دارند که موسیقی ایرانی از دو نظر با موسیقی غربی اختلاف دارد . اول از حیث اصل پایه ی گام ها ، دوم از نظر کیفیت و حالت نغمه ها .

پایه موسیقی غربی روی گام دیاتونیک گذاشته شده که شامل هفت صوت اصلی است و با پنج صوت فرعی که روی هم دوازده نیم پرده مساوی تشکیل می دهد .در صورتی که گام ایرانی شامل 24 ربع پرده است ، بنابراین هارمونی و بسط آهنگهای ایرانی در مقامهای دوازده صوتی ممکن نیست.

بعلاوه کیفیت و حالت نغمه های ایرانی با موسیقی غربی فرق دارد و این مانع دیگری برای قبول هم آهنگی و فرم موسیقی غربی است .

در واقع اساس اختلاف بر سر همان ربع پرده است که حالت خاصی به موسیقی ایرانی می دهد و موسیقی دانهای ایرانی عقیده دارند که این ربع پرده ها نشانه ی پیشرفت و وسعت موسیقی ایرانی است و اگر آنرا حذف کنند نه تنها اثر و حالت موسیقی ایرانی از بین می رود بلکه قسمتی از ابتکارات ایرانیها نیز با آن نابود می شود ، و نیز می گویند که گامهای بزرگ و کوچک غربی ( Major & Minor  تقريباً معادل همايون و ماهور ) در  موسیقی ایرانی وجود دارد و با این حساب مقامهای غربی را هم جزئی از موسیقی ایرانی می دانند !

این بحث سبب شد که مدتی در این زمینه تحقیق و مطالعه کنم و با تجزیه و تحلیل نغمه ها جوابی برای سه پرسش خود بیابم .

 

آیا ربع پرده از ابتکارات ایرانیها است و فقط در موسیقی ایران و عرب وجود دارد؟

آیا ربع پرده روی موازین علمی به دست آمده است ؟

و آیا حذف ربع پرده شخصیت موسیقی ایرانی را از بین می برد؟

 

نتیجه ای که از مقایسه ی گام های یونانی و گام طبیعی و گام فارابی به دست آوردم آن بود که وجود ربع پرده در موسیقی ایرانی باعث افتخار و پیشرفت هنر ما نیست و اگر موسیقی ما ، در مسیر تکامل می افتاد مسلماً ربع پرده ها حذف می شد.

 

ربع پرده ها در موسیقی یونانی

اصولاً ربع پرده از ابتکارات ملت معینی نیست ، از سه هزار سال پیش اقوام اسرائیل ، یونانی ، ایرانی و هندی ربع پرده را در موسیقی به کار می برده اند.

هفتصد سال پیش از میلاد وقتی یونانها اصول موسیقی علمی را تدوین کردند ، فواصل ربع پرده را که تا آنزمان بدون رعایت قواعد علمی پیدا شده بود در گامها وارد کردند و آنرا دیزیس Diesis نام گذاشتند.

اما دیزیس یک صوت متغیر و فرعی بود زیرا گام اصلی یونانی مانند امروز از هفت فاصله صوتی (Diatonic)تشکیل می شد و فواصل نیم پرده (Chromatic) و ربع پرده (Enharmonic) در گشترش نغمه ای وارد می شد . اصوات اصلی دیاتونیک ثابت بود ولی پرده ( گسترش کروماتیک ) و یا ربع پرده ( گسترش آنهارمونیک ) تغییر کنند. بسط نغمه ها طوری بود که صوت همیشه روی فواصل دیاتونیک توقف می کرد و به اینجهت اگر ملودی به نیم پرده یا ربع پرده می رسید ، به زودی از آن می گذشت .

این کیفیت باعث شد که به نسبت اهمیت اصوات در نغمه ها فواصل دیاتونیک ، کروماتیک و آنهارمونیک از هم تفکیک شود ، اگرچه دیزیس پایه ی اصوات بود اما از نظر اهمیت ، فواصل دیاتونیک مقدم بود و گام را به هفت فاصله دیاتونیک تقسیم کردند .

پنج صوت فرعی نیم پرده ای نیز بین فواصل یک پرده ای قرار دادند و به این ترتیب مجموعاً دوازده فاصله کروماتیک ( نیم پرده ) بوجود آمد. هریک از فواصل نیم پرده را هم به دو قسمت کردند و از آنجا گام آنهارمونیک از 24 دیزیس تشکیل یافت .

در خط موسیقی نیز اصوات به نسبت اهمیت فواصل نمایش داده می شد .

یونانیها ابتدا حروف الفبا را برای تغیین اصوات به کار می بردند ، در واقع اگر ربع پرده فاصله اصلی شمرده می شد لازم بود 24 حرف برای نمایش اصوات تعیین کنند اما آنها پایه ی گام طبیعی را بر فواصل دیاتونیک گذاشتند و هفت حرف انتخاب کردند و فواصل نیم پرده زیرتر را با حروف وارونه و ربع پرده زیرتر را با حروف خوابیده نشان می دادند .

روی سنگ آرامگاه سیکیلوس Seikilos که در سال 1883 در آسیای صغیر کشف شد ، این خط موسیقی به وضوح دیده می شود و در اینجا به جای نت « لا » علامت « c » و به جای « لادیز» علامت « כ » و به جای «لادیزیس» علامت «υ» نوشته شده است .

نکته ی قابل توجه در موسیقی یونانی این است که بر خلاف مبنای نغمه ای امروز اروپا که بر اکتاو (فاصله ی هشتم) قرار گرفته ، در قدیم یک اکتاو به دو فاصله ی چهارم قسمت می شد و مبنای موسیقی یونانی فاصله ی چهارم بود، اصوات ابتدا و انتهای فاصله ی چهارم جزو اصوات اصلی دیاتونیک و اصوات ثابت Fixes خوانده می شد و نمی توانست از حد خود تجاوز کند . اما دو صوت وسطی اصوات متغیر Mobiles نام داشت و بر حسب گسترش نغمه ای می توانست تاربع پرده و نیم پرده تغییر کند ، مثلاً در فاصله چهارمLa Sol Fa MI دو نوت  دو نوت la  و Mi ثابت و دو نوت sol  و fa  متغیر بود و همچنین در فاصله ی چهارم دیگر Mi re Do si دو نوت re  و Do متغیر بود بنا براین از هشت نت اکتاو چهار نت ثابت و چهار نت متغیر شمرده می شد ، و روی همین مشخصات یونانیها دستگاه موسیقی ساختند.

 

 

 

Mi

fa

Sol

la

Si

do

re

Mi

DORIEN

re

Mi

fa

Sol

la

Si

do

re

PHRYGIEN

do

re

Mi

fa

Sol

la

Si

do

LYDIEN

Si

do

re

Mi

fa

Sol

la

Si

MIXOLYDIEN

La

Si

do

re

Mi

fa

Sol

la

HYPODORIEN

Sol

La

Si

do

re

Mi

fa

Sol

HYPOPHRYGIEN

fa

Sol

La

Si

do

re

Mi

fa

HYPOLYDIEN

دستگاههای

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موسیقی یونانی ابتدا به نام سه ناحیه که سه نوع دستگاه مشخص داشتند ، دروین ، فریژین ، و لیدین خوانده می شد و بعداً چهار دستگاه دیگر به آنها افزوده شد . گامهای یونانی بر خلاف گامهای امروز غربی از صوت زیر به بم منتهی می شد و هفت دستگاه موسیقی یونانی چنین بود :

 

 

 

همین دستگاه ها مبنای کار موسیقی دانهای ایرانی قرار گرفت و آنها مقامات دوازده گانه موسیقی ایرانی را ساختند.

با این دسته بندی اصوات اصلی در موسیقی یونانی بر گام دیاتونیک استوار شده بود ، فواصل کروماتیک اصوات فرعی شمرده می شد و فواصل آنهارمونیک ( ربع پرده ) فرع بر فرع به حساب می آمد .

روشن است که با این ترتیب علمی به تدریج به زائد بودن ربع پرده پی بردند و متوجه شدند که وجود ربع پرده ها ناشی از عدم دقت در اجرای اصوات طبیعی بوده و اشکالات زیادی برای آنها فراهم کرده است. به اینجهت وقتی موسیقی دانهای رومی اصول و قواعد موسیقی یونانی را اقتباس کردند ، ربع پرده بواسط قلت استعمال تقریباً از بین رفته بود.

در آغاز قرن یازده میلادی ، گیدار تسو «Guy d’Arzzo» با حذف ربع پرده گام طبیعی را روی هفت نوت اصلی تثبیت کرد و بالاخره با اصلاحاتی که تسارلینو ، ژان فیلیپ رامو ، و دالامبر پیشنهاد کردند و یوهان سباستیان باخ به کار بست فواصل نیم پرده نیز تعدیل شد و گام کروماتیک غربی به دوازده نیم پرده متساوی تقسیم شد.

یکی از علل موفقیت ملل اروپایی این است که وقتی به عیب و نقص کار پی می برند با حذف زوائد و رفع نواقص در صدد جبران خطا بر می آیند به همین علت وقتی معایب ربع پرده را درک کردند و دانستند که با ان بن بستی در توسعه ی موسیقی ایجاد شده بدون آنکه ربع پرده را ابتکار فوق العاده ای بدانند یا به عنوان یک سنت دیرینه ( هر چند غلط باشد ) نگهدارند، در صدد تصحیح گام بر آمدند و کسر کمتر از نیم پرده را حذف کردند از آن زمان راه ترقی باز شد و موسیقی آنها به اوج عظمت رسید .

 

ربع پرده در موسیقی ایرانی

اصول و قواعد موسیقی علمی موسیقی ایرانی جزو یکی از مباحث فلسفی از یونان اقتباس شده و حکمای ایرانی مانند فارابی ، زکریای رازی ، ابن سینا ، و قطب الدین شیرازی که فسلفه ی خود را بر پایه ی حکمت یونان گذاشتند تقریباً تمام مباحث موسیقی را به هما ترتیب یونانی در کتاب خود آوردند .

نخستین کسی که علم موسیقی ایرانی را بنیان گذاشت ابونصر فارابی دانشمند عایقدر ایرانی بود که با تألیف کتاب «الموسیقی الکبیر» ، بزرگترین کتاب موسیقی شرق را تألیف کرد و پس از او کلیه حکما و موسیقی دانهای ایران و ترک و عرب تحت تأثیر اصول و قواعد او قرار گرفتند و در واقع بر مطالب کتاب الموسیقی چیزی نیفزودند.

فارابی با احاطه ی کاملی که در موسیقی یونانی داشت در کلیه ی مباحث موسیقی مانند اتوس ، ساز شناسی ، کیفیت نغمه هاغ و نسبت اصوات و دستگاهها و وزن موسیقی ( ایقاع ) تحقیق کرد .

در اصطلاح فارابی ذوالکل به اکتاو ، دوالخمس به پنجم درست ، و ذوالاربع به چهارم درست اطلاق شده و او گامهای دیاتونیک و آنهارمونیک یونانی را در کتاب موسیقی مورد بحث قرار داد .نکته ی قابل توجه آنست که او از گام آنهارمونیک یونانی که شامل 24 ربع پرده بود هفت فاصله را حذف کرد و گام موسیقی را به 17 صوت تقلیل داد.

این کیفیت به خوبی نشان می دهد که فارابی به زائد بودن بعضی از فواصل ربع پرده پی برده بود ولی در قدم اول نمی توانست کلیه فواصل زائد را از بین ببرد معهذا اهمیتی که او به گام دیاتونیک ( پرده ) داده و نکاتی که در هم آهنگی و چند صدایی موسیقی ذکر کرده ممکن بود به دیگران فرصت بدهد تا اقدام او را تکمیل کرده و کلیه فواصل ربع پرده را حذف کنند .

اما چون بعد از فارابی هیچ موسیقی دانی عالمتر و بزرگتر از او در کشورهای شرقی ظهور نکرد ، لذا هیچکس در صدد تصحیح فواصل صوتی برنیامد . با اینحال به مرور زمان دو فاصله دیگر ربع پرده از میان رفت و فقط پانزده فاصله باقی ماند.

شگفت آن است که فارابی ، ابن سینا ، و ارموی ، دستورهایی برای تقسیم ابعاد ( فواصل ) موسیقی به قسمت های متساوی یعنی تعدیل گام Temperament  داده اند. همین نکته را قطب الدین شیرازی در کتاب دره التاج ذکر کرده و بحثی در معنی تقسیم بعد به اقسام متساوی و کیفیت عمل آن دارد و می نویسد :

« تقسیم بعد به اقسام متساوی نیز هم عملی باشد و هم نظری اما عملی از بیان مستغنی است و اما نظری عبارت بود از تحصیل اعدادی که عدت آن از عدت اقسام به یکی زیادت باشد با آنکه آن اعداد متناسب باشند به تناسب عددی »

پس راه تکامل آن بود که سه فاصله ی زائد موجود نیز حذف می شد و پس از تعدیل گام دوازده فاصله کروماتیک به دست می آمد ولی این راه هزار سال بعد از فارابی هم طی نشد.

تحقیقاتی که فارابی در موسیقی چند صدایی کرد حسن انتخاب او را در فواصل صحیح «آکور» روشن می کند ، او در بیان هم آهنگی اصوات می نویسد: « اصطحاب » اجتماع دو یا چند صد است که در آن واحد با هم نواخته شود. «مؤالفه»  ترتیب اصوات است به ترتیبی که به گوش می رسد و «کمال الاصحاب» و «کمال المؤالفه» به نسبت هایی که صداها با هم دارند بستگی دارد.

در این اصطلاحات منظور فارابی از اصطحاب همان آکورد Accord و کمال الاصطحاب آکورد کامل است.

قواعدی که فارابی برای ترکیب اصوات مطبوع در فاصله ی چهارم ، پنجم و هشتم به دست داده می توانست مبنای علم هم آهنگی باشد و اختلاف ربع پرده را براندازد.

قطب الدین شیرازی در کتاب «دره التاج» در سبب اختیار عود و کیفیت وضع آن می نویسد:

« یکی از فوائد تعداد اوتار ، رونق الحان است ؛ چه در آن دو نغمه مختلف به حدت و ثقل که طرفین بعدی شریف بود مانند ذوالکل و ذوالخمس و ذولاربع معاً ایجاد توان کرد.»

اگر موسیقی دانهای دیگر ما به این کیفیات توجه می کردند و در صدد استخراج علم هارمونی بر می آمدند محتمل بود که ربع پرده ها بواسطه تعدیل و چند صدای از بین برود و موسیقی ایرانی همان تحولی را که اروپا در پیش گرفت بپیماید.

از هزار سال پیش تا کنون دلایل و شواهد بسیار وجود دارد که موسیقی دانها و فلاسفه ی بزرگ ما وسایل حذف ربع پرده را فراهم کردند و اصول کار خود را بر گام دیاتونیک گذاشته اند.

ژو پولاند محقق و موسیقی شناس فرانسوی در کتاب «تحقیقاتی در باب تاریخ گام عربی» عقیده دارد که گام عربی اساساً دیاتونیک است و نیز می نویسد: « ایرانیها از زمان بسیار قدیم گام طبیعی دیاتونیک را شناخته اند .» در پایان کتاب به این نکته اشاره می کند که تمام مطالعاتی که در گام عربی شده ثابت می کند که اساس گام امروز عربی ( ایرانی ) هم گام دیاتونیک است.

به راستی باید تصدیق کرد که ربع پرده چه در موسیقی ایرانی و چه در موسیقی عربی مقام صوت اصلی را نگرفته و همیشه به طور مضاف به فواصل دیگر افزوده شده است.

اگر موسیقی دانهای ایرانی موظف بودند که کتب تئوریسین های بزرگ موسیقی ما را مطالعه کنند ، یقیناً این عیب رفع می شد. با این حال باید اعتراف کرد که دانشمندان موسیقی ایران هم قواعد و اصول موسیقی را به زبان فلسفه و به منتهی درجه مشگل نوشته اند به طوریکه به جز فلاسفه و اهل حکمت ، کسی را یارای فهم آن نبود. بر این قیاس حساب فن موسیقی از علم موسیقی جدا شد و به جز دو سه موسیقی دان دانشمند مانند صفی الدین ارموی ، قطب الدین شیرازی و عبدالقادر مراغه ای که توانستند علم و عمل موسیقی را به هم بیامیزند دیگر کسی در این رشته کار سودمندی انجام نداد و امروز چنان شیرازه این علم کهنسال از هم گسیخته شده که موسیقی دانهای معاصر بدون توجه به کار گذشتگان به خبط بزرگی مبادرت کردند برای روشن شدن این اشتباه باید به کیفیت پیدایش و اثر روحی ربع پرده نیز توجه شود.

عوامل پیدایش و اثر روحی ربع پرده

در فسلفه ی قدیم یونان مبحث اتوس Ethos   شامل نظریه ی دانشمندان در باب ارزش اخلاقی و روحی موسیقی بود. حکمای ایرانی هم در باب تحقیقاتی کرده اند که در مقدمه ی کتاب موسیقی آنها ذکر شده است.

امروز این مباحث بیشتر جنبه ی علمی و تحقیقی یافته و عده ای از دانشمندان صداشناسی و روانشناسی در صدد کشف اثر فیزیولوژیکی صوت بر آمده اند و این طریقه به خصوص در معالجه بعضی از بیماریهای روحی مفید واقع شده است.

بعضی از موسیقی دانها و محققین غربی تصور کرده اند که ربع پرده موجب حزن و اندوه موسیقی شرقی است ، اما حقیقت آن است که بسیاری از نغمه های غربی هم غم انگیز ساخته شده است بدون آنکه اساساً ربع پرده در آن به کار رفته باشد ، باید بین حزنی که موسیقی کلاسیک به وجود می آورد با حالت خاص موسیقی شرقی فرق گذاشت .

دانشمندان غربی به علت آنکه در محیط شرق نبوده اند در تأثیر ربع پرده تحقیقات زیادی نکرده اند ، دانشمندان ایرانی هم هنوز مطالعات قاطعی در این باره ندارند.

با این حال اگر درست به طرز خواندن و نواختن موسیقی ایرانی توجه شود می توان پی برد که اصولاً ربع پرده از عدم دقت در اجرای اصوات طبیعی حاصل شده است.

ربع پرده ها بیشتر در نوانس یا تحریر ظاهر می شود ، در کشش صدا خواننده به منظور ویبراسیون به ربع پرده می رسد یا وقتی می خواهد بعد از یک پاساژ تند در یک نت توقف کند آنقدر در اطراف نوت اصلی تفحص می کند تا صوت درست را بیابد . در موردی که یک خواننده یا نوازنده ایرانی بخواهد یک آهنگ ساده غربی اجرا کند این کیفیت بیش از همه نمایان می شود ، زیرا کسی که در موسیقی ایرانی کار کرده هیچگاه در حفظ نغمه ها کوشش نمی کند و هر آهنگی را به طور سماعی بشنود با بدیهه نوازی ( Improvisation ) غلط به هم می آمیزد و آهنگی به غیر از آنچه حقیقتاً شنیده ، اجرا می کند .

به این منوال ربع پرده از عدم دقت در حفظ نغمه و اصوات اصلی پیدا شده و به مرور زمان عذر موجه و حتی از ضروریات موسیقی شمرده شده است. یکی از مشخصات نوازندگان ایرانی آن است که هیچگاه نمی توانند یک دستگاه را دو بار به یک نحو اجرا کنند و این نقص به جهت آزادی و اختیاری است که در واقع به عذر عدم مهارت به نوازنده داده شده است.

اما همین کیفیت بی قیدی نوازنده کاملاً در ربع پرده ها منعکس شده و به نغمه های ایرانی حالت سستی و رخوت خاصی داده است .

فارابی در کتاب الموسیقی ، مبحث تصنیف موسیقی ذکر می کند که چگونه ممکن است نغمه ها ایجاد حذن و جزع ( ناراحتی ) کنند. به همین جهت اولین دستوری که در قواعد خوانندگی می دهد در باره ی خلوص نغمه ها یعنی اجرای صحیح نوتهاست .

اصوات ربع پرده ، اصوات غیر طبیعی و مریض است و کسانی که دائماً در موسیقی خود ربع پرده شنیده اند و به آن خو گرفته اند نمی توانند اثر نامطلوب ربع پرده را در ضمیر خود درک کنند .

موسیقی ربع پرده ای ابتدا شنونده را ناراحت می کند ولی به تدریج اعصاب را تخدیر کرده و یک نوع (بی حالی) در انسان به وجود می آورد . این کیفیت که با مشاهدات و تجربیات بسیار مطابقت کرده ممکن است مورد انتقاد و تکذیب دوست داران موسیقی ربع پرده ای باشد ، اما هرکس که بدون تعصب اثر این گونه موسیقی را در دیگران بیازماید و حالات انفعالی و غیر ارادی شنوندگان را مورد مطالعه قرار دهد همین نتیجه را خواهد گرفت .

نکته ی قابل توجه آن است که اگر گریه  و ناله را برحسب اصوات موسیقی تجزیه کنند معلوم می شود که فواصل اصوات گریه اغلب در اصراف ربع پرده تغییر می کند . به همین علت گاهی موسیقی ایرانی را به گریه و ناله تشبیه کرده اند . که از نظر تأثیر روانی کاملاً صحیح است.

کیفیت تخدیر ربع پرده نه تنها در انسان بلکه در جانواران هم صادق است ، چنانکه از همین نکته می توان علت تأثیر موسیقی شرقی را در بعضی از جانواران درک کرد .

 چطور ممکن است هندی با نوای نی مار را مسحور کند؟

اکنون می توان گفت که مار از موسیقی لذت نمی برد بلکه موسیقی شرقی مانند ماده ی مخدره ای در او اثر می کند .

چرا اکثر موسیقی دانهای شرقی به استعمال مواد مخدر عادت می کنند ؟

این یک خواهش غیر ارادی نفسانی است تا نوازنده یا خواننده بهتر بتواند آن حال ( بی حالی ) را که حس می کند به شنونده تزریق کند .

از اینجا پیداست که چرا افلاطون در مبحث اتوس تعلیم بعضی از دستگاهها را برای جوانان مضر می دانست. و چرا پیغمبر اسلام  موسقی را تحریم کرد .؟

عکس العمل نغمه در وزن

آوازهای ایرانی از قدیم بدون وزن Rhythm   خوانده می شد و هنوز هم با وجود تحولاتی که روی داده نغمه و وزن آنطور که در موسیقی غربی با هم بستگی دارد در دستگاههای ایرانی رعایت نمی شود . این کیفیت باعث شده که خوانندگان ایرانی بدون رعایت اصول ، کشش بی اندازه ای به آواز بدهند و در نتیجه آوازهای ایرانی را به صورت یکنواخت و خسته کننده ای بخوانند . بدیهی است که حالت سکرآور ربع پرده ها مزید بر علت شده و شنونده را به منتها درجه بی حال و کسل می کند .

برای تغییر این حالت و رفع (بی حالی) موسیقی دانها به فکر افتادند آخر آوازها را به قطعه ذربی مهیجی مختوم کنند و به این منظور رِنگ (Reng ) را به آواز افزودند ، ولی چون غالباً افراط جای تفریط را می گیرد ، ضربهایی که بیش از حد تحریک کننده است در رِنگها به کار بردند. گاهی نیز برای تجسم حرکات هوس انگیز رقاصه ها ضرب موسیقی ایرانی به طور ناشایستی شهوت انگیز و مبتذل شده است .

از اینجا پیداست که نغمه های ربع پرده ای و نحوه ی آواز چه عکس العمل شدیدی در وزن آهنگ به وجود آورده و موسیقی ایرانی را بد ، و انتهای عدم اعتدال سوق داده است. به این جهت منظور اصلی موسیقی که عبارت از پرورش عواطف و احساسات عالیه انسانی است ، به کلی از بین رفته است.

بدون شک همین معایب است که موسیقی ایرانی را از انجام وظیفه ی تربیتی در جامعه باز داشته و باعث شده که مردم خوانندگان و نوازندگان را خوار بشمارند !

گام بیست و چهار صوتی جدید.

در سالهای اخیر پس از آنکه موسیقی دانهای ایرانی کمابیش به اصول موسیقی غربی پی بردند ، در صدد برآمدند موسیقی قدیم ایران را با قواعد علمی جدید تطبیق کنند . معهذا راهی که آنها برای تعدیل گامهای ایرانی اختیار کردند کار را مشکل تر کرد .

طی هزار سال تحول از هفده صوت گام فارابی دو فاصله به واسطه ی قلت ( کمی ) استعمال از بین رفت و فقط 15 فاصله باقی ماند . شاید اگر در این مدت توجه بیشتری می شد ، سه فاصله ی اضافی دیگر هم از بین می رفت و گام ایرانی پس از تعدیل به صورت گام کروماتیک دوازده صوتی در می آمد . اما آهنگ سازان ملی ما با آنکه فواصل یک پرده ، نیم پرده و ربع پرده را از هم تفکیک کردند ، ولی به گمان آنها مختصات موسیقی ایرانی در ربع پرده هاست ، بنای گام را بر 24 ربع پرده گذاشتند .

بنا برا این قاعده ، گفته اند که ( ... موسیقی قدیم ما دارای هفده فاصله بوده در صورتی که گام کروماتیک بیش از 12 فاصله ندارد . این پنج بعد اضافی ، فاصله هایی است که از نیم پرده کوچک تر بوده و در اثر پیدایش فاصله های کوچک تر از نیم پرده ابعاد دیگری بوجود آمد که از نیم  پرده بزرگتر و از پرده کوچک تر است . ... این فاصله ها معلوم نیست حتماً هم ربع پرده یا سه ربع پرده باشند ، ولی به جهاتی برای آنکه موسیقی خود را تحت قاعده معروف اعتدال در آوریم بهتر است گام ایرانی را مرکب از 24 فاصله ربع پرده بدانیم .)

به این ترتیب به جای حذف فواصل زائد ( این فاصله هایی که معلوم نیست ) هفت فاصله اضافی دیگر به آن افزودند ، گام 24 صوتی که اخیراً معلوم شده درست معادل گام آنهارمونیک یونانی یعنی همان گامی است که 2000 سال پیش بواسطه ی نداشتن اساس علمی متروک شد.

اکنون موسیقی دانهای ملی ما در نظر دارند با این گام موسیقی ایرانی را به اوج عظمت برسانند .

و معتقدند که ( در بین ملل شرق خصوصاً ممالک اسلامی که تشکیل موسیقی آنان پس از آمیزش و تماس با ایران به وجود آمده ، صداهایی در بین آن نیم پرده ها نیز موجود است که در این مدت متمادی طبیعت آنها را بدون نقص محافظت نموده و امروز آنها را به نام ربع پرده می نامیم . موجود بودن ربع پرده در طبیعت موسیقی یک ملتی مانند آن است که دارای معادن و ثروت طبیعی باشد .... عمل نمودن و مدرسه داشتن در موسیقی ربع پرده موجب ترقی آن و در واقع باعث آن می شود که نور جدیدی از افق مشرق راجع به توسعه ی موسیقی ظاهر شده ، دنیا را روشنایی بخشد .)

برخلاف تصور پیشروان موسیقی ملی با ایجاد گام 24 صوتی ، مشکلات دیگری به موسیقی ایرانی افزوده شد و حق آن بود کاری که هزار سال پیش به دست فارابی انجام گرفت تکمیل می شد و ربع پرده های اضافی دیگر از بین می رفت .

در این مبحث روشن شد که اولاً ایجاد ربع پرده از ابتکارات ایرانی ها نیست و حتی پیشوایان موسیقی علمی ایران در حذف آن کوشیده اند.

ثانیاً همانطوری که پیشروان موسیقی ملی هم متوجه شده اند ، ربع پرده از عدم رعایت اعتدال در فواصل موسیقی پیدا شده است، و بنابراین روی موازین علمی به دست نیامده و قاعده ی اعتدال آن است که 15 فاصله را به 12 فاصله ی کروماتیک تبدیل کنند ، نه 24 فاصله ی ربع پرده .

ثالثاً با حذف ربع پرده ها شخصیت موسیقی ایرانی از بین نمی رود بلکه نغمه ها تغییر حالت می دهند و قدرت و استحکام تازه ای می یابند.

اما این پیشنهاد بیش از همه مورد انتقاد و مخالفت واقع شده و می گویند : «اگر ربع پرده ها را تبدیل به فواصل درست یا نیم پرده کنند حالت دستگاهها به کلی تغییر می کند و دیگر آواز شور ، شور نیست .»
در جواب باید گفت اساساً دستگاهها و آوازها باید تغییر کند والا اگر قرار بود در گام دیاتونیک یا کروماتیک همان حالت ربع پرده ایجاد شود ، پس اساساً تغییر گام برای چیست؟

بعلاوه برای حفظ شیوه دستگاهها ، مسلماً با تغییر ربع پرده به نیم پرده یا فاصله درست ، کار تمام شده نیست ، بلکه باید اصولاً تُنالیته (تونالیته) ی دیگری که حدود دستگاه را محفوظ بدارد اختیار کرد و با استفاده از هماهنگی های متنوع اثر دستگاه را ایجاد کرد . از روی همین قائده است که یکی از آهنگ سازان آذربایجان شوروی دستگاه شور را به صورت یک قطعه ی سنفونیک در آورده است .

اما حقیقت آن است که باید از این دستگاههای یکنواخت پا فراتر گذاشت ، باید ابتکارات تازه ای به کار برد .

اگر امروز در اروپا موسیقی دانی به شیوه ی ژوسکن دپره و با همان سادگی فنی آهنگ بسازند یقیناً کار او مورد استهزاء واقع خواهد شد.

شیوه ی ژوسکن دپره مربوط به پانصد سال پیش است در حالی که ما به شیوه ی هزار سال پیش موسیقی می شنویم و فکر می کنیم که راه تکامل را تا آخر حد پیموده ایم .

به راستی اگر در این کشور پهناور هر صد سال یک موسیقی دان بزرگ مانند فارابی ظهور می کرد و به همان اندازه که او موسیقی عصر خود را اصلاح کرده در این رشته پیش می رفت آیا ممکن بود که ما نسبت به موسیقی هزار سال پیش این اندازه تعصب داشته باشیم ؟...

آخرین دفاع موسیقی دانهای ملی این است که می گویند اگر موسیقی ایرانی تغییر کند ، به مردم که با این موسیقی عادت کرده اند چه جواب بدهیم ؟

اما اگر مردم از آنها بازخواست کنند و بپرسند : (شما که ادعای هنرمندی دارید ، چرا سطح هنر را پائین آوردید ، چرا نوانستید یک قدم به جلو بروید و مارا هم با خودتان جلو ببرید ) آنها چه خواهند گفت ؟...

باید یاد آوری شود که حذف ربع پرده علاوه بر رفع مشکلات فنی سبک نغمه های ایرانی را تغییر نخواهد داد و این کیفیت پس از مدتی تمرین با گامهای دوازده صوتی طبیعتاً تثبیت خواهد شد . چنانکه در موسیقی مسلمانان الجزایر و مراکش نیز بواسطه ی معاشرت با اروپایی ها فواصل ربع پرده از بین رفت . امروز در موسیقی غربی آهنگهایی مانند سوئیتِ شهرزادِ ریمسکی کرساکف ، با کانال از اپرای سامسون و دلیله اثر سن سانس ، شبی در باغهای اسپانیا از مانوئل دفایا می توان یافت که در آن نغمه های شرقی با زیبایی خاصی به کار رفته است و اگر آهنگ سازان ما در این زمینه کار کنند ، نه تنها برای ایران بلکه برای دنیا موسیقی ای شنیدنی ساخته اند.

مفهوم ملیت ، اصرار در تکرار اشتباهات گذشته نیست . اگر ما واقعاً به ملیت علاقه داریم باید پا به پای ملل بزرگ و متمدن دنیا پیش برویم و سعی کنیم همانطور که آثار بتهوون آلمانی ، بِرلیوز فرانسوی و وِردی ایتالیایی در همه جای دنیا اجرا می شود ، آثار موسیقی دانهای ایرانی هم ارزش علمی و بین المللی داشته باشد .

اشتباه بزرگ آن است که به موسیقی جنبه ی ملیت بدهند ، زیرا اساساً موسیقی ملیت ندارد و هر آهنگی که از روی موازین علمی و فواصل طبیعی و ذوق سلیم ساخته شده باشد زیبا و مطبوع است و همانطور که یک فکر بلند ، یک پرده ی زیبای نقاشی و یک داستان ادبی برای همه ی ساکنین دنیا دلپسند است ، یک قطعه ی موسیقی علمی نیز همه جا ارزش دارد .

 

( مجله ي موزیک ایران عین مقاله ی آقای سعدی حسنی را به هنرستان موسیقی ملی ایران ارسال نمود تا چنانچه استادان هنرستان ایرادی به مطالب فوق دارند مفاد آنرا با دلائل علمی رد کنند و در غیر اینصورت تأیید نمایند تا افکار دوست داران موزیک روشن شود . جواب رسیده از هنرستان عیناً در مجله چاپ خواهد شد .)

 

 

پاسخ هنرستان موسیقی ملی ( سال 1333 شمسی - شماره چهارم سال سوم )

هنرستان موسیقی ملی طی نامه ای در اطراف مقاله ی ربع پرده به قلم آقای سعدی حسنی که در شماره ی دوم سال سوم این مجله چاپ شده می نویسد که :

« نوشته های آقای نام برده به هیچ وجه مورد تأیید نمی باشد . زیرا چون عملاً اطلاعاتی از موسیقی ایرانی ندارند و معلومات ایشان جنبه ی تاریخی دارد به همین مناسبت مطالبی که نگاشته اند فرضیه هایی است که اکثراً دور از حقیقت می باشد و جواب ایشان بوسیله ی آقای حسنعلی ملاح ، یکی از هنر آموزان هنرستان ، در جواب شرحی که در این مورد نوشته اند به مجله ی سخن فرستاده شده است که چاپ خواهد کرد.»

 

ما انتظار داشتیم هنرستان موسیقی ملی برای اطلاع و استفاده ی خوانندگان مقاله ی مزبور نظریات تحقیقی و منطقی خود را مشروحاً برای درج به این مجله بفرستد ولی متأسفانه هنرستان به جای ارسال پاسخ منطقی و مستدل به صرف اینکه آقای سعدی حسنی اطلاعاتی از موسیقی ایرانی ندارند و «معلومات ایشان جنبه ی تاریخی دارد» از بحث و استدلال مضایقه کرده و مقاله ی ایشان را «فرظیه هایی دور از حقیقت» شمرده است .

 

شایسته بود هنرستان موسیقی ملی عملاً ( دور از حقیقت بودن ) فرظیه های آقای سعدی حسنی را ثابت می نمود. به هر حال مجله ی موزیک از نظر وظیفه ای که داشت به درج شرح بالا مبادرت ورزید.